آتش نشان

مهربان کیست؟ایثارگر کیست؟جان برکف کیست؟دلاور کیست؟آن که به آتش می زند و آتش بر وی گلستان نمی شود کیست؟آن که شعله های آتش بر سر رباییدنش در مشاجره به سر می برند کیست؟جوانمرد کیست؟مرد دوران کیست؟

همه اورا می شناسیم ،لیکن به قسمت فراموش شده های ذهنمان می سپاریمش.

نیک اندیشی که روزگار اورا به ما خاطر نشان می کند.ایثارگری که جانش را دادوستد می کند.جان بر کفی که هرچه را در چنته دارد به عرصه پیشکش می کند.دلاوری که آرش قصد تعظیمش را دارد.آن که ابراهیم میل ستودنش را دارد.آن که ابلیس را برای اولین بار از سجده نکردن به آدم نادم می کند.مردی که خدا می خواندش فرشته، مادر ،جگر گوشه، پدر ،عصای دست،خواهر،حامی،برادر،سرمشق،همسر،همدم تنهایی،و فرزند،پدر.مردی که می رودتاکه دیگری بماند،تا که مادری داغ جگر گوشه نبیند،تا که عصای دست پدری شکسته نشود،تا که خواهری ،بی تکیه گاه نماند ،تا که برادری مشق هایش را بدون سرمشق ننویسد،تا که همسری هم دوران تنهایی نشود، او می رود تا که فرزندی حسرت به دل لغت پدر نماند.

آری،همه می شناسیمش ،همان شهره شهر را می گویم،آتش نشانی که روزی توسط نشانش ربوده شد.

 

دوستدار شما باپوک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *