تنهایی شلوغ

 

زیستن بر زندگی کردن سرپاست،زندگی کرده بر زنده گری برپاست و زنده گری بر زنده بودن پابرجاست. گر ساز زیستن کوک باشد رقص بی نظیر زنده گری،زندگی را به اوج  می رساند.اما امان از روزی که کوک ساز رها شود،آن دم است که تنهایی شلوغ با افتخار رونمایی می شود.

آیا درآن هنگام هم می توان دست اتفاق زنده گری و زندگی را رها کرد تا که بیفتند؟؟؟

همه چیز خوب است،ایام به کام است،اما نمی دانم چرا کامش کمی سنگین است،همه چیز طبق روال است،اما به چه قیمتی؟؟در پس پرده این آرامش چه طوفانی خفته است؟؟

تازگی ها حس امی را دارم،که اگر خودخوری ها و لاپوشانی های او نبود،پیش لرزه ها نوید رخ دادهای خوبی را نمی دانند،نوید شان آدمی را مجبور به استنشاق زمین لرزه مخرب می کرد.

گاهی برخی مسائل جزئی را می توان در خود حل کرد،ولی آیا این خودخوری ها کوه باروت نمی سازند؟؟آخر قانون فرد شده برعالم می گوید:(هیچ دمی بدون بازدم نخوهد ماند.)

در این هنگام حس بادکنکی را دارم،که با هر بازدم،بیش از ظرفیت خود را متحمل می شود و ناگهان “بوووووووووم” می ترکد و خلاص.

طوفانی می شوم،آخر همه مرا دریا حس می کنند،پس حق دارم بارز ترین خصلت دریا را مالک باشم،”تلاطم”.

می خواهم رها شوم،هم چون بادکنکی که از دست یک انس به یکباره رها می شود.

دست اتفاق را رها می کنم،آری،رهایی من با آتش زدن کوه باروت اتفاق می افتد.

همه وحشت می کنند،می ترسند و دور می شوند.ازکه؟از من؟منی که همدرد دردهایشان،شانه گریستنشان،شنوای رکب خوردشان و قاتل و تنهاییشان بوده ام.

جالب این است،این ها را من نمی گویم،همان هایی می گویند،که وقتی دست اتفاق را رها کردم،فرسنگها از من دور شدند.

شاید دیگر آرامش دریا را حس نمی کنند.

این حوالی ها بوی تنهاییی می دهد،همان بویی که طرد شدن یک انس به همراه دارد.هواکش ندارد،فضای سراسر خفقان تنهایی،قانون دارد، آن هم از نوع فیزیک،هرکدام از دو طرف ماجرا که نیروی بیشتری داشته باشند،ناجح عرصه است.

آرام می گیرم،سبک شده ام،تهی بودن را حس می کنم،اما به کدام قیمت؟؟صدایی از کنج قلبم ناشیانه فریاد می زند،نمی خواهم مستمع لغاتش باشم،اما زورش به نخواستن من می چربد.

(در بازی زندگی ات،جرئت را انتخاب کردی،حال مستلزم مستمع بودن حقیقتی. بعد ازهر  طوفانی حقیقی ناگفته آشکار می شود،تلخ یا شیرین بودن آن به میزان غافل بودن تو بستگی دارد.)

آری طوفانی شدم به قیمت شناخت کنه بشریت،

کسی می تواند بگوید “تنهایی شلوغ” یعنی چه؟؟؟؟؟

دوستدار شما باپوک

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *