پروسه(قسمت اول)


مرا گر سارایی باشد،تو نیوشنده و قاری را به نامم می خوانند.
مرا می شناسی،همانم که گلبن را حیات بخشید،لعل تشنه ات را سیراب کرد.
نطفه ام را تم و بخاری بست،در کنه ابری رویانی ام را سر کردم.
آذرخش را شنیدی؟!تضرع و مویه مادرم است،من به آسمان آمدم.
قطره ای زلال و شفاف را نوزادی من بود.
چه خوش ایام نوباوگی،سرخوشانه میان ارض و آسمان پایکوبی کردن،اما سوز و سرما،همچون قاطع الطریقی بی رحم نوجوانی ام را از من ستاند و ربود،در عوض دوران رسایی را برای من در قالب بلور یخی آغاز کرد.سرد بود آن ایام…….

واژه نامه
سارایی:شفافیت
نیوشند:شنونده
لعل:لب
رویانی:جنینی
نوباوگی:نوجوانی
رسایی:بلوغ
bapok_ir@

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *