پروسه(قسمت دوم)


پروسه(قسمت دوم)
در آن پیمان که برتنی و آز کل وجودم را تسخیر کرده بود،به ناگه میان توداک بر خوردم.کسی را نمی شناختم،ذهولی تمام و کمال بودم.از چیزهایی که مستمع و بیننده بودم تا بی نهایت بر آشفته و بر انگیخته می شدم.
آن همه پر از خالی بودن برایم الکن و عصبی کننده بود.
چگونه می توانستم به دوش بکشم، موجودی دوپا آن قدر تهی بود که قصد برچیدن توداکم را داشت.
کسی وات ونیروی دردم را نمی شنود؟!نمی فهمد؟!
قصد کردم توده ای بسازم و شورش و عصیانی به پا کنم……

واژه نامه
برتنی:غرور
توداک:جامعه
ذهول:غریب
وات:صدا
bapok_ir@

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *