داستان کوتاه

پروسه(قسمت دوم)

پروسه(قسمت دوم) در آن پیمان که برتنی و آز کل وجودم را تسخیر کرده بود،به ناگه میان توداک بر خوردم.کسی را نمی شناختم،ذهولی تمام و کمال بودم.از چیزهایی که مستمع و بیننده بودم تا بی نهایت بر آشفته و بر انگیخته می شدم. آن همه پر از خالی بودن برایم الکن و عصبی کننده بود. […]

پروسه(قسمت اول)

مرا گر سارایی باشد،تو نیوشنده و قاری را به نامم می خوانند. مرا می شناسی،همانم که گلبن را حیات بخشید،لعل تشنه ات را سیراب کرد. نطفه ام را تم و بخاری بست،در کنه ابری رویانی ام را سر کردم. آذرخش را شنیدی؟!تضرع و مویه مادرم است،من به آسمان آمدم. قطره ای زلال و شفاف را […]

انعکاس

زندگی بی آلایش و ساده است،سراسرآن انعکاس و تکرار است،اما  در قالب های مختلف. گاهی آنگونه بر وفق مراد است که باید از آن ترسید،گاهی به طوری دردمند و غیر قابل تحمل است،که باید خوشحال بود،آخر هرچه کمان بیشتر به عقب رانده شود،تیر با سرعت و برد بیشتری پرتاب می شود،بردی که شاید جز آن […]