متن گوتاه

هدف زندگی

زندگی زیباست،مهم این است که زیبا را چگونه تعبیر خواهی کرد. هدف زندگی گر زیبا باشد،مسیردستیابی به هدف نیززیبا خواهد بود وآن هنگام است که زندگی زیبا خواهد شد. ما انسان ها موجودات از پیش ساخته ای هستیم که دراین دنیا فقط در حال توسعه دادن پیش فرضهایمان هستیم وهدف بزرگترین و مهم ترین زیر […]

ماجرای زندگی

زندگی واژه ایست عمیق،که برای درکش،باید که در آن غرق شد و برای شکست دادنش،باید که غریق نجات شد،اما با این همه،باز هم این زندگی است که برنده ماجراست، زیرا که ما اگر شناگران ماهری باشیم فقط وفقط توانسته ایم حقمان را از آن بگیریم،همین وبس. زندگی یک ماجراست،یک ماجرای طولانی و جذاب؛که سرار آن […]

تبسم گرم

وقتی خورشید به ساکنین زمینش لبخند میزند،شاید که شاهد یکی از بهترین صحنه های عمرمان هستیم،سکانسی از زندگی که خیلی از ماها بازی کردن آن را خوب بلد نیستیم،خیلی ساده و بی تفاوت از کنار این اتفاق شگفت انگیزرد می شویم . اما این صحنه مملوء از احساس است ، احساسی شیرین که رنگ و […]

کوته سخنی با خدا

خدا در دل توست،لیکن تو در آسمان به دنبالش می گردی. سلام.نمی دانم سلامم را به عنوان سلامتی تلقی خواهی ویا صدا کردنت.از ندیدگان آدم و حوا،از فرزندان آبان و از توابع زمینم. از جنس آدم و حوا هستم،خطا خواهم کرد،جبران ناپذیر،آن را به توبه ای خواهی بخشید،باورناپذیر.از دنیا می خورم،اورا خواهی زد.از آدمیان دلزده […]

آتش نشان

مهربان کیست؟ایثارگر کیست؟جان برکف کیست؟دلاور کیست؟آن که به آتش می زند و آتش بر وی گلستان نمی شود کیست؟آن که شعله های آتش بر سر رباییدنش در مشاجره به سر می برند کیست؟جوانمرد کیست؟مرد دوران کیست؟ همه اورا می شناسیم ،لیکن به قسمت فراموش شده های ذهنمان می سپاریمش. نیک اندیشی که روزگار اورا به […]

طنین زیبای اذان

خدا بزرگ است،اما این هیچ محدوده ای را تعیین نمی کند. می خواهم بخوابم،سرم در می کند،آشفته ام،نگرانم،درمانده ام،بریده ام،اینجا دگر،جای من نیست،از ادامه دادن عاجزم.جایگاه من همان کنار دست های قدرتمند توست.جایگاه من در همان دنیای خیالی ام در قریب به توست.تویی که فقط می دانم هستی،نمی دانم کجا،نمی دانم چه وقت،نمی دانم چگونه،اما […]

دریای همدرد

  خلایق  همه نقاشی های کردگارند. طفلکی معصوم به دریا زد وگفت:(تو زیبایی،چهره آفتاب سوخته مرا زیبا کن). دخترکی دلباخته به دریا زد وگفت:(توجایگاه سکونت اشک آسمانی،اشک مرا هم تحمل کن). پسرکی برهنه به دریا زد وگفت:(تو سخاوتمندی،مرا مرفع و بی نیازکن). زنی درد مند به دریا زد وگفت:(تو خود،درمانی،درد مرا دوا کن). مردی سست […]

سلوک

آدمیان موجودات شگرفتی هستند.گاهی به طوری شایسته اند که ابلیس از سجده نکردنش نادم می شود.گاهی هم با یک حرکت یا رفتاری ناشایست،شان انس بودن را زیر سوال می برند.درحیات آدمیان هم نوعان زیادی در تردد هستد،با این تفاوت که برخی از ان ها هم چون پدر و مادر،به روحی می مانند که از جسم […]